خرید بک لینک

مورچه ها به انبار آذوقه م حمله کردن، چطور به جنگ شون برم که تلفات کمتری بدیم؟.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

از ادا اطوارای این پسره جهانبخش، توی ویدیو کلیپ اش هیچ خوشم نمیاد.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

موقعی که لب ت چاک خورده و ییهو عطسه می کنی. آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

حالا فکر کن توی این همه بی زیدی و بی پولی، مثلا مجبور می شدم بخاطر چاقی غذا کمتر بخورم. بلا بدور واقعا.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

واقعا بچه ها خوردن بمن ارامش میده و لذت می برم.کاش همه خوراکی های دنیا مال من بود.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

مث خرس ی که خواب زمستون ش رو می خواد شروع کنه خوابم میاد.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

چه اشرف مخلوقاتی که قبل خواب باید دشوری بره و مسواک بزنه.اه.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

به یه خرس پشمالو برای دوستی معمولی در طول زمستان نیازمندم.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

ولی من تحقیق کردم درین مورد که؛ جذاب ترینا متولد آذر هستن.حالا شما هی خودتو گول بزن.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

دوستم تعریف می کرد یه خواستگار براش اومده که قبلا ازدواج کرده.

گفتم چرا طلاق خب؟

میگه چون پسره به حجاب معتقده و دختر خانم دوس نداره حجاب داشته باشه.(دختر خانم ۱۳و آقا پسر۲۸سال سن داشتن)

ابلفضلی توی کله بعضیا پِهِن گاو بجای مغز.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

شما خوشکل, و پولدارا, چی؛ نوچ نوچ طفلیا یا برا پول تون می خوانتون یا خوشکل,ی تون.( از حسادت زیاد خودش را می جود)

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:15

یکی از سوالای غالب مادر شوهرای بالقوه م در مورد قد بود بدین صورت که؛

+عزیزم قد تون چنده؟

۱۵۳

+آها خُب پسر ما۱۸۸، تماس می گیریم.

الان چار روزه گوشی از دستم نیفتاده تا تماس بگیرن.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:15

دیگه این آخریا حساب کار دستم اومده بود، تا طرف میپرسید قد؟

می گفتم عزیزم قد آقا پسر تون چنده؟

می گفت ۱۷۶.

می گفتم آخی عزیزم متأسفم قد من ۱۸۰.

یکی پسرش ۱۹۲ بود اومدم بگم آخی عزیزم من۱۹۳ ک دیدم چیزه

خیلی بلنده راه نداره.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:15

اگه بخوام دوشواری, های زندگی م رو به بیماری تشبیه کنم؛ درواقع بی زیدی و بی پولی سرماخوردگی ساده ن. اون بقیه ی مشکلات ک شده یه سرطان بدخیم.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:15

شما می دونستید ما خودمون خونواده هامون رو انتخاب کردیم؟

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:15

اینروزا, خیلی غر غرو ومزخرف و فاقد عصاب لازم شدم. چیزی که ازش بیزارم. که خب بدرک.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:15

در جواب اون سوال از کما در بیاید چه می کنید، یکی کامنت, داده می خوابم.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:15

از خروس خون صبح همچون کوزت دارم اشپزخونه رو تمیز می کنم، الان مامانم اومده میگه هنوز ناهار درست نکردی.(آدم دردش ر بکی بگه آخه)

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:15

مادر، بزرگ کردم یارو یاورم باشه، شده تناردیه, زندگی م.

برچسب: نویسنده: روژان رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:15

صفحه بندی